حسین قدیانی، نویسندهی سابق روزنامههای «کیهان»، «رسالت» و «وطنامروز» در یادداشتی اینستاگرامی دربارهی میرحسین موسوی، ضمن حفظ نقدها و مسائل سال ۸۸، خواستار عبور از «دستانداز هشتاد و هشت شد.
به گزارش انصاف نیوز، او نوشت:
اصلاحات را باید از چیزهای کوچک شروع کرد. از باز کردن در ظهیرالدوله. قبر فروغ باید پاتوق نسل نو و کهن باشد. جای تاجزاده آنور میز مذاکره با زاکانی است، نه زندان. جمهوری اسلامی از نقدهای مصطفی تاجزاده قویتر میشود، نه ضعیفتر. من اما اصلاحات را برای خودم از این متن کلید میزنم و برای مهندس موسوی آرزوی سلامتی میکنم.
از دستانداز هشتاد و هشت باید عبور کرد. همه در آن سال مرتکب خبط و خطا شدیم. احمدینژادِ برکشیدهی مصباح هرگز ارزش این را نداشت که ما به خاطرش با هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی چپ کنیم. نزدیک بود حتی با لاریجانی و قالیباف هم چپ کنیم.
کاش چهار تا از زعمای جبههی انقلاب به ملاقات میرحسین بروند. عید غدیر خم برای من نه در قهر و نه در کینه و کدورت که در مهر و آشتی معنی پیدا میکند.
میرحسین بخشی از خاطرات این نهضت و نظام است. ما نباید به این خاطره چپچپ نگاه کنیم. حصر همان بهتر بشکند. به خصوص در این ایام هر چه شعاع دایرهی وحدت بزرگتر شود، این به نفع جمهوری اسلامی است. میرحسین موسوی هنوز برای شماری از مردم ما چهرهی منزه و مقدسی است. باید حرمت این مردم را نگه داشت.
اگر قرار است جلیلی درک شود، به طریق اولی موسوی هم باید درک شود. مهندس موسوی را بسیاری از شهدای ما دوست میداشتند و ایشان هنوز بین خیلی از خانوادهی شهدا محبوب است. این محبوبیت حرمت دارد. شکستن حصر مؤید بزرگی نظام است.
من گمان نمیکنم با شکست حصر جناب موسوی و نیز خانم رهنورد، نظام کوچک شود. نه. نظام بزرگتر میشود.
دوباره مینویسم: کاش از دستانداز زمخت سال هشتاد و هشت عبور کنیم. اگر احمدینژاد با وجود آن همه انحراف و فتنه و چه و چه هنوز آزاد است، این آزادی را حق میرحسین هم بدانیم. همزدن دعوای هشتاد و هشت خسارت محض است.
فراموش نکنیم آن بمبی که باعث شهادت حضرت آقای عزیز و نازنینمان شد، خانهی رهنورد و موسوی را هم خراب کرد.
غدیر در مهمانیهای کیلومتری معنی پیدا نمیکند. بس کنیم این همه شوآف را به اسم علی. اگر علی حرمت نزدیکان پیامبر را حفظ کرد، موسوی هم مورد تأیید امام بود و نخستوزیر خمینی و خامنهای بود.
نظام اگر از درون ضرر ببیند، از ناحیهی مصباحیسم است، نه موسوی. امروز هشتاد و هشت نیست. امروز اقتضاء خودش را دارد. من در عصر کودکی همیشه فکر میکردم مهندس موسوی هم جزو شهداست. با آن صورت نورانیش.
کاش چشمها را بشوییم. نظام اگر امثال جلیلی و احمدینژاد را تحمل میکند، خب چرا موسوی را تحمل نکند؟ مگر خون مصباح از خون بهشتی پررنگتر است؟ زنده بمان آقای میرحسین… ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
انتهای پیام