داوود حشمتی، روزنامهنگار، در یادداشتی در نقد نوشتهی منتشرشده در انصاف نیوز در کانال تلگرامی امتداد نوشت:
وب سایت انصاف نیوز به بهانه اظهارات اخیر سیدمصطفی تاجزاده که گفته بود: «تردید ندارم ایرانیان زودتر از آنچه جمهوریستیزان تصور میکنند انتخابات را آزاد خواهند کرد.» یادداشتی منتشر کرده و از این سطح «امیدواری» تاجزاده از پشت دیوار زندان، تعجب کرده و میپرسد: «مشخص نیست این حجم از امیدواری مصطفی تاجزاده از کجا میآید؟!»
قضاوت نویسنده این است که «این امیدواری» در واقع «نوعی توهم» است که «نتیجهای جز ناامیدی مضاعف» نخواهد داشت.
من به واسطه اینکه مکرر در بحث امید با تاجزاده گفتگوهای انتقادی داشتم، سرمنشاء این امید را به خوبی میشناسم و اتفاقا احساس میکنم او به خوبی در این انتخابات آنچه میخواست ببیند و آن حسی که باید از جامعه دریافت میکرد را دریافت کرده است.
جالب اینکه در سمت دیگر و در بیرون از ایران براندازان هم تاجزاده را متهم به همین «توهم» میکنند و فکر میکنند او «بیدلیل امیدوار» است. برای اثبات این همنوایی جریان اقتدارگرا، جریانی که به دنبال خلق «امیدواهی» از درون (روزنه گشایی) و اپوزیسیون خارج، کافی است به مناظره آخر تاجزاده و مراد ویسی در خرداد 1401 مراجعه کنید. همانجایی که مشخصا برخیها امیدواری او به تغییرات به دست آیت الله خامنهای را «هزیان» قلمداد میکردند.
اما تاجزاده به دنبال کسب قدرت نیست، به دنبال «اصلاحات» و «فردای بهتر» است. امروز همه آنها که روزگاری با تاجزاده مناظره می کردند در قدرت هستند و او در پشت دیوارهای زندان. از زاکانی بگیرید، تا روانبخش، رسایی و نبویان. اما او کاملا امیدوار است. تنها به یک دلیلی که آن دلیل همان چیزی است که نویسنده انصاف نیوز به مانند دودسته دیگر به آن باور ندارد.
در یک جمله آنچه من بی واسطه و صریح بارها از تاجزاده شنیدم و در نوشتهها و مصاحبههایش دیدم، ایمان عجیب و غیرقابل خدشهای است که به «اکثریت مردم» دارد. بارها در این باره و درباب اینکه رهبر اول انقلاب نیز به طرز عجیب به اکثریت مردم باور داشت، و از همین رو در چینش ساختار جمهوری اسلامی تلاش می کرد تا نهادهایی که به قدرت مردم مربوط میشوند تقویت کند، گفتگو کردیم.
از اهمیتی که امام خمینی به نهاد مجلس میداد و آن را «در راس همه امور» می دانست. از اهمیتی که به حضور مردم در جبهه و بعدها در کاهش حضور آنها در نبرد داده بود که در نهایت باعث شد قطعنامه 598 به همان دلیل پذیرفته شود.
از زمانهایی که در اختلاف میان مجلس و شورای نگهبان طرف مجلس به عنوان نماینده مردم گرفته میشد، تا تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام که به واقع میتوانست قدرت مردم را در مقابل شورای نگهبان تقویت کند، اما به وضعیتی تبدیل شد که خود به شورای نگهبان دوم تبدیل شده است.
امیدی که تاجزاده به «مردم» دارد، همان چیزی است که دیگران آن را نمیبینند. درست به مانند نویسنده انصافنیوز که داوریاش در مورد مردم «منفعل» بودن است. آنجا که مینویسد: «واقعیت تلخ این است که جامعهی ایرانی در حال حاضر جامعهای به انفعال رسیدهاست که در آن نه انقلابیها، نه میانهروها، نه تاجزادهها و نه مخالفان نظام امکان و توان همراهسازی اکثریت با خود را ندارند.»
بخش دوم این جمله درست است. تاجزاده بارها و بارها گفته و معتقد بود که هیچ کدام از ما (یعنی گروه های سیاسی) اکثریت نیستیم و باید به مانند کشور لبنان به این اعتقاد برسیم که با هم زندگی مسالمتآمیز داشته باشیم. او بارها تاکید می کرد که باید «یکدیگر را به رسمیت بشناسیم». برای همین هم بود که با منتقد اصلاح طلب (زیدآبادی و لیلاز) تا تندترین مخالفان اصولگرا (جوانان انقلابی) و در نهایت حتی براندازان ساعتها در کلابهاوس گفتگو میکرد.
به اعتقاد من امید امروز تاجزاده از آنجا ناشی میشود که برخلاف دوستان انصافنیوز، مردم را منفعل نمیبیند. او عدم مشارکت مردم را انتخاب از سر آگاهی ارزیابی میکند و حقیقتا به «يداللَّه مع الجماعه» باور دارد.
او در این زمانه از معدود انسانهایی است که به مردم «ایمان» دارد. و «امید» او از همین «ایمان» ناشی میشود.
انتهای پیام