[ad_1]
حجت الاسلام هادی سروش، استاد حوزه:
«مقاومت ایران بشکلِ میهنی» در برابر دشمن در این جنگ تحمیلی سوم واقعا شگفت آور است. و این خبر بدون تردید از موضوعات مهم در دنیای امروز قرار گرفته و همگان -حتا اپوزیسیون- به مقاومت میهنی ایران عزیز معترف هستند.
این مقاومت میهنی ایران در شهرهای دور و نزدیک به چشم همگان آمد. صاحب این قلم در مدت نزدیک به دو ماه این مقاومت میهنی را شهر تهران تا بعضی از شهرستان های کوچک در استان قم ، استان مرکزی ، استان اصفهان و برخی استانهای مرزی .. به چشم دید.
این مقاومت میهنی در محدوده جغرافیای خود باقی نماند و امروز در جای جای دنیا هر ایرانی با شرافتی سخن از ماندگاری و عظمتِ ایران می زند.
نمونه آن ، اعتراف بیسابقه یکی از چهره هایِ فعال سیاسی اپوزیسیون است که به صراحت میگوید: «جمهوری اسلامی خدمات بزرگی را به ایران کرد! جمهوری اسلامی به ما نشان داد که ایرانی بودن، چقدر گرانبهاست و باید قدر آن را دانست و از آن محافظت کرد! و سپس اعتراف به دو برابر بودن مهندسین ایرانی نسبت به تعداد مهندسین کشور فرانسه ، قدرت بازسازی پلها ، پستهای برق ، توان موشکی ، پهپادی ، پدافندی و انسجام نیروهای مسلح، سطح بالای دانش پزشکی، قدرت ساماندهی امور مرتبط با خدمترسانی آنهم در زمان جنگ و .. می کند».
در اینجا آنچه مهم است و مهم ترین دغدغه اهل فکر و اهل سیاست است ؛ ماندگاری و استفاده و حفاظت از این مقاومت پرشور میهن است.
دو بحث در این نقطه مطرح است ؛
اول : بحث الاهیاتی و ایدئولوژی
تردیدی نیست که به حکم فطرت ؛ باید در برابر هجمه دشمن ایستاد. بله در موضوع مذاکره و صلح با دشمن هم مطرح است و اساس آیات قرآن بر “صلح” است که فرمود : الصُّلْحُ خَیْرٌ.(نساء/۱۲۸) ، اما در جایی که احتمال فریب کاری دشمن می رود پیشنهادِصلح از سوی دشمن به چالش کشیده می شود.
آیات ۶۱ و ۶۲ سوره انفال می فرماید : «و اگر دشمنان به صلح و مسالمت تمایل داشتند تو نیز مایل به صلح باش و بر خدا توکل کن، که خدا شنوا و داناست . و اگر دشمنان به فکر فریب دادن تو باشند البته خدا تو را کفایت خواهد کرد، اوست که به نصرت خود و یاری مؤمنان تو را مؤیّد و منصور گردانید»
علامه طباطبایی در تفسیر این آیات مینویسد:
«بعد از آنکه خدای سبحان رسول خود را امر به صلح کرد، البته در صورتی که دشمن روی موافقت نشان دهد ، از این رو جای این سؤال است که اگر تمایل دشمن به صلح از روی نیرنگ باشد و بخواهد بدین وسیله مؤمنین را گیج و گمراه کرده و در موقع مناسب در شرایطی که در نظر دارند بر ایشان شبیخون بزنند. خدای سبحان در جواب فرموده: اینکه ما تو را امر به توکل کردیم برای همین بود که بدانی که اگر دشمن بخواهد به این وسیله به تو نیرنگ بزند خدا نگهدار تو است . و این بیان به خوبی دلالت دارد بر اینکه غیر از اسباب طبیعی و عادی که ما به آن اطلاع پیدا میکنیم اسباب دیگری در کار است که بر وفق صلاح بندهی متوکل در جریان است؛ هر چند اسباب طبیعی و عادی به او خیانت کرده و او را در راه رسیدن به مطلوب حقیقیاش مساعدت نکنند.»
شاگرد برومند آن علامه عالیقدر ، یعنی ؛ استاد آیت الله مطهری تصریح میکند ؛ «دستور اسلام راجع به صلح و جنگ دستوری است که باید در آن دستور، منطق و ملاحظات مربوط به نتیجه نهایی را به کار برد، باید مصالح کلی را در نظر گرفت، اوضاع و شرایط را در نظر گرفت. مجموعاً باید دید اثر صلح بهتر است یا اثر جنگ. شک ندارد که صلح به طبع خودش از جنگ و خونریزی بهتر است و نمیتوان گفت در مقابل کفر یا در مقابل ظلم ؛ تکلیف جهاد است؛ نه، اثر نهایی را باید دید.»
دوم ؛ بحث اجتماعی و سیاسی
تردیدی نیست ؛ دو قطبی کردن جامعه تخریبِ قطعی مقاومت میهنی است.
وقتی در بحث الاهیاتی و عقیدتی ؛ مذاکره با دشمن بشکل مطلق مردود نیست ، چرا عده ای در تجمعات که محل تجمع گرایشات مختلف است دو قطبی سازی می کنند و بصورت افراطی بر طبل جنگ میگوبندوبانظرات کارشناسان معامله دشمن می کنند؟! و یا دیگرانی ، با اینکه خیانت دشمن در مذاکرات قبلی که شهره آفاق شد ، فشار برای شتاب در مذاکره دارند؟!
راه صحیح عقلایی این است این مباحث را از سطح تجمعات و جامعه به کارشناسان متعهد و ایران دوست منتقل شود تا آنان با بررسی تمام زاویای ماجرا با توجه به عظمت ایران و بقاء ایران و ادامه طنین ندای حق طلبانه ایران در دنیا، تصمیم ثاقب و صائب را اتخاذ کنند.
سخن آخر ؛ مبادا مسئولین فرصت ها از دست دهند که امیرالمومنین(ع) فرمود:«فرصت ها مانند ابر عبور می کنند». فرصتِ جنگ ، جنگ . و فرصتِ مذاکره ، مذاکره است.
«مسئولیت» ؛ گاهی فداشدن جان را میطلبد و گاهی فداشدنِ آبرو.
پس باردیگر تکرار کنیم ؛ «الله ، الله ؛ در حفاظت از ایران و مقاومتِ میهنی»
انتهای پیام
[ad_2]
نیازمندی های اصفهان