احسان هوشمند، پژوهشگر مطالعات قومی در ایران، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

نوماد بارتایا یکی از ایران شناسان نامی گرجستان و منطقه قفقاز  پس از چند دهه فعالیت علمی و ارتقای دانش ایرانشناسی در روسیه و قفقاز درگذشت. پرفسور نوماد بارتایا در شش دهه گذشته با تدریس و تحقیق در باره ایران شناسی و زبان فارسی سهم مهمی در آموزش و گسترش ایرانشناسی و معرفی پیوندهای زبان فارسی با زبان گرجی در گرجستان ایفا کرد.

نوماد بارتایا در سال ۱۹۴۴ در غرب گرجستان متولد شد و در دهه شصت مسیحی به صورت رسمی آموزش و تحقیق در فضای دانشگاهی و دپارتمان شرق شناسی درباره زبان فارسی و نیز پیوندهای فرهنگی و ادبی میان  ایران و گرجستان را آغاز کرد.

نوماد بارتایا در حدود شش دهه فعالیت و تحقیق و آموزش موفق به تربیت شاگردان ایران شناس بسیاری شد. بارتایا در دانشگاه دولتی تفلیس و نیز دانشگاه کوتایسی عهد دار منصب استادی شرق شناسی و ایران شناسی بود. بارتایا در چند دانشگاه ایران نیز تحصیل کرده بود و چنین تجربه ای که آمیخته ای از تحصیل در دوره های عالی در ایران و مطالعات میدانی و اسنادی و کتابخانه ای در گرجستان هم بود موجب شده بود تا وی با دانشی وسیع در حوزه بسیار با اهمیت ایران شناسی به تحقیق و مطالعه و آموزش بپردازد.

نوماد بارتایا افزون بر تدریس و تحقیق سردبیری چند نشریه را بر عهده داشت و به این ترتیب در حوزه عمومی هم سهمی در تعمیق مناسبات فرهنتگی ایران و گرجستان بر عهده داشت. اثر پژوهشیواژگان فارسی در زبان گرجی طبق «فرهنگ عامیانه شهری» یوسب گریشاشویلی یکی از آثار پژوهشی نوماد بارتایا است که با همراهی رایزنی فرهنگی سفارت ایران در گرجستان منتشر شده است.

پیوندهای تاریخی و تمدنی بسیار عمیق و گسترده  ایران و گرجستان   یکی از زمینه های مطالعاتی جالب توجه در حوزه ایران شناسی است. وجود میراث تاریخی و بناهای تاریخی و باستانی قابل توجه ایرانی در عصر باستان تا دوره های متأخر، کتیبه ها و ینگ نوشته ها، نسخ خطی، بناها و بقایایی از میراث تاریخی مشترک  اعم از کاخ ها و قلعه ها، جواهرات و سکه ها و حتی گسترش نام های شاهنامه ای در میان شهروندان گرجستانی  و نیز سهم نخبگان گرجستانی در میان نخبگان نظامی و لشکری و کشوری ایرانی در دوره های مختلف از جمله در عصر صفویه، مانند الله وردی خان، از جمله زمینه های مطالعات حوزه ایران شناسی است.

اوستیای جنوبی یکی از مناطق کشور گرجستان است که در آن قوم آلان مستقر هستند که به یکی از زبان های ایرانی تکلم می کنند. این ویژگی فرهنگی یعنی حضور آلان‌ها و اوست‌ها  نیز فرصتی برای بسط دانش ایرانشناسی است. همچنین در گرجستان گروهی کم شمار از ایرانیان لاهیج و تات هم مستقر هستند.

مساجد ایرانی هم یکی دیگر از نشانه های ماندگار میراث مشترک ایرانی –گرجی است. تأثیر شاهنامه در شکل‌گیری داستانها و حماسه‌های گرجی به‌ویژه – پلنگینه‌پوش – برجسته‌ترین اثر ادبی گرجی نیز موضوعی است که بسیار مورد توجه محققان گرجستانی قرار گرفته است. بد نیست اشاره شود که  نخستین ترجمه های شاهنامه و بسیاری از آثار ادبی ایرانی در هشتصد سال گذشته در گرجستان صورت گرفته است و این نشان از پیوندهای فرهنگی عمیق دو کشور و دو ملت در فراز و فرودهای تاریخی  است.

زمینه های مشترک تاریخی و تمدنی و فرهنگی میان ایران و گرجستان موجب شده تا در سده گذشته  رشته ایرانشناسی در این کشور رشد و گسترش مناسبی داشته باشد، هر چند در دهه های اخیر حمایت ایران از این رشته و زبان فارسی در قفقاز و دیگر نقاط جهان با کم توجهی مزمنی دست به گریبان بوده است. در سده گذشته رشته ایران شناسی با تلاش های دانشمندان بزرگی چون یوری نیکولایویچ مار، ای. جاواخی‌شویلی، گ. آخولدیانی، یو. آبولادز تا تئو چخه‌ایدزه، همچنین محقق فقید و سفیر سابق گرجستان در ایران شادروان جِمشید گیوناشْویلی سهم به سزایی در گسترش ایرانشناسی و مناسبات فرهنگی ایران و گرجستان ایفا کرده و   دانشمندان برجسته ای چون استاد نوماد بارتایا در این مسیر تلاشی خستگی ناپذیر داشتند.

خوشبختانه امروزه در گرجستان، ایران شناسان برجسته و  ارزنده ای چون دوست فاضل و ارجمندم جناب دکتر الکساندر چولوخادزه و استادان گرانقدری مانند دانشمند گرامی و  و شناخته شده پروفسور یولن گاگوشیدزه، دکتر تیناتین تسوتسه‌لیا، پروفسور ایرینا کوشوریدزه، خانم دکتر دکتر ته‌آ شورغایا، دکتر نیکولای ناخوتسریشویلی، دکتر گریگول برادزه، دکتر گیورگی سانیکیدزه و دکتر گیورگی لوبژانیدزه و فهرست بلندبالایی از دیگر دانشمندان و محققان و استادان در حال فعالیت های اثر بخش در حوزه ایران شناسی در گرجستان هستند.

در سالیان گذشته بخت یارم بوده که با بسیاری از این عزیزان دیدار  و گفتگو داشته باشم. از جمله با شادروان نوماد بارتایا گفتگوهای مفصلی در باره مناسبات فرهنگی ایران و گرجستان داشتم.

دکتر نوماد بارتایا در این گفتگوها تأکید داشت که “روابط فرهنگی ایران و گرجستان از گذشته های بسیار دور  سر چشمه می‌گیرد در طول تاریخ هزاران سال دو ملت روابط فرهنگی هیچ وقت قطع نشده و برخلاف روابط سیاسی که در برخی از دوره‌ها قطع می‌شد دوباره روابط باز سازی می‌شد و مناسبات دوباره شروع می‌شد. روابط فرهنگی  برای همیشه وجود داشته است.”

افزون بر این نکته با اهمیت، بارتایا یادآوری کرد که  “روابط ادبی ایران و گرجی به خصوص ادبیات نو، فارسی نو از قرن ۱۲ میلادی، ۶ هجری قمری سر چشمه می‌گیرد و تا به امروز ادامه دارد. منتها در طول این چندین قرن متاسفانه در ظرف ۲۰۰ سال آخر به خصوص پس از اشغال گرجستان توسط روسیه و قطع روابط سیاسی بین ایران و گرجستان متاسفانه مناسبات هم کم شد منتها کم و بیش روابط فرهنگی حتی در آن ۲۰۰ سال اشغال توسط روسیه باز هم ادامه داشت”

پرفسور بارتایا در این دیدار در باره ترجمه آثار ادبی فارسی با زبان گرجی گفت: “ترجمه‌ی آثار ادبی فارسی در قرن ۱۲ میلادی (۶ هجری قمری) شروع شد. بسیاری از آثار شکوهمند ادبیات فارسی مانند شاهنامه‌ی حکیم فردوسی، منظومه‌ی ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی، منظومه‌های نظامی گنجوی، کلیله و دمنه به گرجی ترجمه شده است چون ذکر این آثار در منابع مختلف گرجی درج شده است.

متاسفانه از آن دوره فقط ترجمه‌ی گرجی  متن ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی در دست ما است، بقیه‌ی ترجمه‌ها به خاطر حوادث تاریخی و حملات و اینها از بین رفته ولی از قرن ۱۶ میلادی – ۹ هجری قمری – که در ایران دوره‌ی صفوی شروع می‌شود گرجی‌ها به ترجمه‌ی مجدد آثار ادبیات فارسی می‌پردازند و مثلا قسمت‌های از بین رفته‌ی شاهنامه، منظومه‌های جامی، نظامی گنجوی،کلیله و دمنه مجددا و آثار شعرای بزرگ ایرانی را به گرجی ترجمه کردند که این ترجمه‌ها امروز در دست است و به عنوان یکی از بهترین ترجمه‌ها‌ی آثار فارسی به زبان خارجی محسوب می‌شود.”

در این گفتگو دکتر نوماد بارتایا با خوشبینی به توسعه روابط فرهنگی ایران و گرجستان، اشاره کرد که “درست است که ما سر آغاز روابط ادبی ایران و گرجی را از قرن ۱۲ میلادی و ۶ هجری قمری می‌شماریم منتها جالب این است که در طول کل این چند قرن روابط ادبی، ایران طرف صادر کننده بود و گرجستان به اصطلاح طرف دریافت کننده، چون فقط گرجی‌ها آثار ادبی ایرانی را داشتند به زبان خودشان ترجمه می‌کردند و ما در آن دوره هیچ آثار گرجی، هیچ آثار ادبی گرجی را نداریم که به زبان فارسی ترجمه شده باشد منتها در دوره‌ی معاصر وضعیت کاملا دگرگون شده علاقه‌ی ایران نسبت به فرهنگ و تمدن گرجستان، نسبت به تاریخ، مردم‌شناسی و مسائل دیگر، فرهنگی بیشتر شده و ظرف دو دهه‌ی آخر فقط توانستند منظومه‌ی حماسه‌ی پلگینه  پوش اثر  شوتا روستاولی شاعر ملی گرجستان دوبار به زبان فارسی ترجمه شده و منتشر گردیده است.”

پرفسور  نوماد بارتیای در این گفتگو مانند همیشه با تأکید بر عشق وجودی‌اش به ایران گفت: “بنده شخصا عاشق ایران هستم، عاشق فرهنگ و تمدن ایران هستم در طول سال‌ها مردم، ایران را فقط از طریق کتاب می‌شناختند. ولی ایران را نمی‌شود شناخت تا سفر نکنی و تا با مردم ایران آشنا نشوی. من همیشه این نکته را در خاطرات خودم، در سفر نامه‌هایی که منتشر می‌کنم درج می‌کنم و خوانندگان به ما مراجعه می‌کنند و می‌پرسند که آیا واقعا ایران این طوری است که شما در کتاب‌های خودتان درج کردید و نوشتید واقعا ایرانی ها این طوری رفتار می‌کنند؟ ولی این واقعیت است. تا کسی ایران را با چشم خودش نبیند و با ایرانی‌ها آشنا نشود نمی‌تواند قضاوت کند و حتی نمی‌تواند فرهنگ و تمدن اصیل ایرانی را احساس کند.” 

نوماد بارتایا پس از عمری تلاش و فعالیت مؤثر در حوزه ایران شناسی در گرجستان نامش جاودانه شد و میراث  بارتایا به واسطه تربیت شاگردان پژوهشگر و دانشمند و آثاری که خلق کرده  همچون چراغی پرفروغ همچنان روشنایی بخش و  فرا روی همه علاقمندان به فرهنگ و تمدن ایرانی به ویژه در قفقاز و گرجستان است.





نیازمندی های اصفهان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *