خانم‌ها و آقایانی که در تجمع ۲۲ دی در اعتراض به «اغتشاشات» اخیر به میدان انقلاب و خیابان‌های آن حوالی آمده بودند، در توضیح انگیزه‌شان موضوع «دفاع از رهبر و وطن» را مطرح کردند. جمعیت از نظر سنی متنوع اما بیشتر آنها از نظر ظاهر (پوشش) یکدست بودند.

ساعت ۲/۳۰ ظهر است و طبق مشاهدات خبرنگار انصاف نیوز جمعیت از خیابان طالقانی، فریمان، وصال و تئاتر شهر به سمت انقلاب حرکت کردند. خیابان‌های فرعی میزبان جمع‌های پراکنده است که به مرور افزایش پیدا می‌کنند.

آقایی پشت وانت از بلندگو می‌گوید: «آقایان بگویند ما اهل کوفه نیستیم/ خانم‌ها هم بگویند علی تنها بماند» همان موقع یکی از حاضران به همسرش می‌گوید: «حمید نوری است. همان که مدتی زندان بود.» تشخیصش درست بود. صاحب آن صدا که شعار می‌داد و از مردم می‌خواست تکرار کنند، حمید نوری بود!

آقای باهنر هم در جمعیت دیده شد. یکی از دختران مانتویی در پاسخ به این سوال خبرنگار که چه شد آمدی، گفت: «من نخواستم بیام. گیر کردم. یک پسری مدام نگاه می‌کرد و می‌گفت چقدر آدم‌های متفاوتی آمدند. محلش نگذاشتم. چند دقیقه بعد پسر به دوستش گفت که طرف پنج‌شنبه جمعه شعار داده حالا خسته است! منظورش من بودم. واقعا چرا این‌طوری‌اند؟»

شاید مسن‌ترها بیشتر به چشم بیایند و اگر کسی بخواهد درباره‌ی میانگین سنی جهت‌دار نظر بدهد، می‌گوید تجمع بازنشستگان بود! اما واقعیت این است که از نظر میانگین سنی، جمعیت تنوع بالایی داشت. اما از نظر پوشش و عقیده شاید مسئله متفاوت باشد.

خیلی از حاضران به شکل خانوادگی آمده بودند و سهم بچه‌ها هم پر رنگ بود. آقایی که از کنار چند کودک رد شد، خطاب‌ به آنها گفت: «آفرین که آمدید. این مملکت برای شماست.»

«تنوع پوشش» موضوع دیگری است که خبرنگار انصاف نیوز سعی کرد از خود حاضران بپرسد.

«آن موقع است که کار تمام می‌شود»

یکی از آقایان که از دیدن جمعیت به وجد آمده است به همراهش می‌گوید: «هر زمان مردمی که مخالف هستند، مثل الان بیرون بیایند، می‌شود گفت کار نظام تمام است.»

چند خانم چادری گفتند: «ماشاءالله از هر قشر و پوششی آمده‌اند.» دو خانم کارمند که مانتویی بودند تخمین‌شان این بود که «همه‌جور آدمی» در جمعیت حضور دارند.

طبق شمارش خبرنگار انصاف نیوز از هر ۱۰۰ نفر حدود ۶-۷ نفر مانتویی بودند و جمعیت غالب خانم‌ها چادری بودند. این موضوع درباره‌ی آقایان هم مصداق داشت و بیشترشان ظاهر یکدستی داشتند.

تبلیغات محیطی شامل بنر بود و خیلی‌ها با کاغذ و مقوای دست‌نویس آمده بودند. دو خانم هم در خیابان قدس از مردم خواهش می‌کردند تا بایستند و پرچم دست بگیرند تا آنها ازشان عکس بگیرند. روی یکی از پوستر‌ها نیمرخی از رضا پهلوی در کنار نیمرخ رجوی قرار گرفته است.

چه کسانی آمده بودند؟

بسیاری از تجمع‌کنندگانی که با خبرنگار صحبت کردند، از میزان استقبال خوشحال بودند. یکی از آقایان به شوخی به دوستش گفت: «حاجی حضرت عباسی با اینکه حتی ساندیس هم نمی‌دهند، باز هم مردم آمده‌اند.»

خانمی که با انتشار چهره‌اش موافق بود، گفت: «شاید ظاهرم در این جمعیت استثنا باشد اما نماز می‌‌خوانم و عاشق رهبرم هستم. در اعتراض به اغتشاشات آمده‌ام.»

۱۲ اتوبوس در خیابان طالقانی مستقر بود و بخشی از تجمع‌کنندگان هنگام برگشت از آنها استفاده کردند.

«احساس تکلیف کردم، به خاطر رهبری آمدم، برای دفاع از وطنم اینجا هستم، دشمن باید ببیند ما هستیم، برای احترام به شهدا وظیفه داشتم بیایم» بخشی از دلایل شرکت‌کنندگان در تجمع ۲۲ دی میدان انقلاب بود.

خلاصه‌ی پر تکرارترین کلمه‌های گفت‌وگوکنندگان با خبرنگار در سه کلمه‌ی «رهبر، امنیت، وطن» می‌گنجد.

دختر و پسر جوانی که ظاهر متفاوت و امروزی داشتند، درباره‌ی ملحق نشدن به جمعیت گفتند: «ما کلا از جمعیت خوشمان نمی‌آید. فقط خود چادری‌ها آمده‌اند. همه‌شان شبیه هم هستند.»

شعارهای تجمع ۲۲ دی ۱۴۰۴

تعدادی از شعارهای که در این تجمع سر داده شدند:

  • برگشت شاه قاتل | زهی خیال باطل
  • اعتراض حق ماست | پرچم ایران ماست
  • ایرانی می‌میرد | تسلیم نمی‌پذیرد
  • معترضی یا مغتشش کدومی | آسیب نزن به اموال عمومی
  • رونق اقتصادی | خواسته‌ی ملت ماست
  • وحدتمون پابرجاس‌ | اعتراضم سر جاش
  • فتنه‌گر مسلح | اعدام باید گردد
  • ابوالفضل علمدار | خامنه‌ای نگه دار
  • مرگ بر آمریکا/ مرگ بر اسرائیل/ الله اکبر/ حیدر حیدر

دختری که شال نداشت به خبرنگار گفت: «به خاطر وطن و رهبرم آمدم. درباره‌ی گرانی‌ها اعتراض دارم ولی می‌دانیم که مسئولان دارند تلاش می‌کنند. باید خیلی زودتر ارز را تک نرخی می‌کردند.»

«نیروی انتظامی | تشکر تشکر» یکی از شعارهایی است که برخی‌ها جلوی پلیس گفتند.

«معترضیم اما بصیرت یعنی بدانیم الان وقت اعتراض نیست»

یکی از آقایانی که از مجیدیه آمده بود، درباره‌ی علت حضورش این‌طور توضیح داد: «ما هم به گرانی‌ها اعتراض داریم ولی بصیرت یعنی همین که بدانی چه زمانی چه حرفی را مطرح کنی. دشمن منتظر است و ما الان در شرایطی نیستیم که بخواهیم اعتراض کنیم. باید صبر کنیم.» او در توصیف جمعیت از عبارت «مثل همیشه خوب» استفاده کرد.

به ندرت می‌شود کسی با ظاهر متفاوت را پیدا کرد. دختری که حجاب ندارد و در مغازه ایستاده است، درباره‌ی نرفتنش داخل جمعیت گفت: «با این‌ها مخالفم. نمی‌خواهم در این جمعیت باشم. با خیلی از مردم برخورد شده. کارد بزنند خون‌م درنمی‌آید.»

خانمی چادری گفت: «این جنگ سوم است. اولی برای ۱۴۰۱ بود، دومی جنگ ۱۲ روزه و حالا هم جنگ سوم است.»

بچه‌ها و حتی بزرگ‌ترها با دیدن هلی‌کوپتر دستشان را به سمت آسمان می‌گیرند و علامت پیروزی را نشان می‌دهند!

خبرنگار انصاف نیوز از چند نفر درباره‌ی تاثیر قطعی اینترنت در زندگی روزمره پرسید. جواب‌ها شامل موارد زیر بود:

  • «همین دیشب از اسنپ فود غذا سفارش دادیم. کار می‌کرد و مشکلی نبود.»
  • «سامانه شاد کار می‌کند.»
  • «درست است که ایتا و بله باز نیستند اما کارمان راه میفتد.»
  • «اگر لازم باشد اینترنت را قطع کنند، هیچ اشکالی ندارد.»
  • «اینستاگرام و… بود که اضافه بودند و با نبودش اتفاقی نمیفتد.»

«خائن‌ها در مترو و اتوبوس و تاکسی‌اند»

طیف شرکت‌کنندگان به گونه‌ای است که از سوال چالشی استقبال نمی‌کنند. به‌طور مثال وقتی خبرنگار درباره‌ی این جمله که برخی از مردم می‌گویند «تعدادی از معترضانی که رفتار خشن نداشتند هم کشته شدند» می‌گویند: «من بعید می‌دانم. اصلا چنین چیزی نیست. می‌شود کارت خبرنگاری شما را ببینم؟»

از نظر یکی از حاضران در تجمع، «کسانی که مخالف نظام هستند هم با تخریب اموال عمومی مخالف‌اند.» شخص دیگری می‌گوید: «خائن کم نداریم. خیلی‌ها را در مترو و اتوبوس و تاکسی می‌بینم که حرف‌های تندی می‌زنند. بعید نیست خرابکاری‌ها کار همین خائن‌ها باشد!»

آقایی در ورودی متروی چهارراه ولیعصر، درحالی‌که تجمع‌کنندگان را از زیر قرآن رد می‌کرد گفت: «خسته نباشید.»

سرریز جمعیت در خیابان‌های فرعی مثل قدس، ۱۶ آذر، وصال و… ایستاده‌اند اما بعد حدود ساعت ۳/۳۰ برگشتند. آقایی با دیدن آنهایی که می‌رفتند گفت: «حیفِ این جمعیت که دارند زود می‌روند.»

مترو تئاتر شهر آنقدر شلوغ است که بعضی‌ها از مترو بیرون می‌آیند و پیاده برمی‌گردند. جمعیت به شکل پراکنده تا خیابان فردوسی به چشم می‌خورد. مترو در این ایستگاه شلوغ است اما نسبتا شرایط بهتری دارد اما دو اتفاق در ایستگاه فردوسی به سمت کلاهدوز همه را غافلگیر می‌کند:

یکی زمانی که با ترمز قطار جمعیت روی زمین میفتند و همگی با فریاد خانمی که می‌گفت: «بچه‌م، بچه‌م» خیلی سریع به خودشان آمدند و زود بلند شدند و بار دیگر زمانی که خانم‌های چادری با دختری که شال نداشت، دعوا کردند. دختر داد می‌زد: «ما هم اعتراض داریم. چرا کسی ما را نمی‌بیند؟ خیلی‌ها جانشان از دست رفت. چرا صدایتان درنیامد؟»

انتهای پیام



نیازمندی های اصفهان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *