سرویس سیاسی، انصاف نیوز: «رضا پهلوی مهره بازی بزرگی است که در نهایت، ایران بی یال و دم و اشکم را به اسرائیل و سایر قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای اهدا می‌کند.» این جان کلام سعید رضوی‌فقیه، نویسنده و تحلیلگر سیاسی است.

او می‌گوید که حتی اگر نظام حاکم برود هم پهلوی شانسی برای برگشت و آغاز دوره جدید سلطنت پهلوی نخواهد داشت.

گفت‌وگوی انصاف نیوز با آقای رضوی فقیه را در ادامه بخوانید:

پهلوی برمی‌گرده؟

من فکر نمی‌کنم حتی اگر نظام حاکم بر ایران تغییر کند، پهلوی برگردد. آقای رضا پهلوی که الان تبدیل شده است به یک سبلریتی سیاسی در ذهن ایرانیان، بدون آن‌که قصد تحقیر داشته باشم، به نظرم صرفاً کاریکاتوری از یک رهبر سیاسی است.

اما ظاهرا جدی‌ترین گزینه است؟

ابدا؛ فکر می‌کنم عروسک یک خیمه‌شب‌بازی برای طراحان و صحنه‌گردانان این سناریوی شوم است. می‌خواهند فعلا با اسم او بازی کنند. یعنی بنا دارند بر اساس تجربه‌های ناکام پیشین در رهبری گروهی، شخص واحدی را با برجسته‌سازی مطرح کنند که بتواند بین اقشاری از جامعه ایران وحدت و همبستگی ایجاد کنند. اقشاری که نه تجربه‌ای از گذشته دارند و نه اطلاعات سیاسی کافی؛ و بنابراین قدرت تحلیل رویدادها و فهم مکانیسم تغییرات سیاسی و اجتماعی ندارند.

این صحنه‌گردانان وقتی توانستند اقشار یادشده را زیر اسم آقای پهلوی جمع کنند، تحولات مورد نظر خود را رقم می‌زنند و بعد هم، وقتش که برسد این ماریونت خوش ادا را به همان زباله‌دانی تاریخی پرتاب می‌کنند که پدر مرحومش را انداختند.

من مطمئن هستم جفایی که بازی‌گردان‌های بیگانه در حق آقای رضا پهلوی می‌کنند، کمتر از جفایی که انگلستان به رضاخان کرد و کمتر از جفایی که به محمدرضا پهلوی کردند نخواهد بود. ایشان هم قرار است به همان‌جایی برود که آنان رفتند.

در این میان مردم ایران فاعلیت و عاملیت نخواهند داشت؟

چرا دارند اما بگذارید این‌طور بگویم؛ ما مردم ایران هم مثل مردمان همه جای دنیا وقتی دور هم جمع و به توده تبدیل می‌شویم، منطق‌ حاکم بر رفتارهای‌مان کاملا با منطق رفتارهای فردی‌مان تفاوت می‌کند. رفتارهای فردی به مراتب از رفتارهای توده‌ای منطقی‌تر است.

مطالعات زیادی در این زمینه انجام شده و رفتارهای جمعیت انبوه در حوزه‌های مشخص مطالعاتی مثل جامعه‌شناسی توده یا روان‌شناسی توده مورد بررسی‌های علمی قرار گرفته و رفتارشناسی انبوه جمعیت مطالعه شده. به این معنا که مثلا اگر کسی در سینما حاضر باشد و آن‌جا ترقه‌ای بترکد، رفتارش در کنار آن دویست سیصد نفر دیگر یک منطق کاملا متفاوت از رفتار همین فرد در زمانی دارد که به تنهایی صدای ترقه را می‌شنود.

مساله از این قرار است که در جامعۀ ما هم وقتی انبوهی از جمعیت و بخصوص جوانان خشمگین ما هنگامی که کنار هم قرار می‌گیرد ممکن است اشتباهات مهلکی انجام دهد؛ تجربه‌اش را در برهه‌های گوناگون داشته‌ایم. در سال ۵۷، مردم کنار هم‌دیگر که قرار می‌گرفتند تصویر آقای خمینی را در ماه می‌دیدند اما وقتی تنها می‌شدند چنین برداشتی از تصویر همیشگی کره ماه نداشتند.

این اتفاقات در عزاداری‌های دهه محرم هم رخ می‌دهد. انگار دور هم که جمع می‌شویم، به هم‌دیگر هیجان پمپاژ می‌کنیم. الان هم چندین سال است که ما در حال پمپاژ ناامیدی به هم هستیم، در حال پمپاژ تحلیل‌های آبکی به هم هستیم. مثل همین حرف‌هایی که می‌زنیم و می‌شنویم؛ «مگر بدتر از این هم می‌شود؟» یا «از کشته‌شدن می‌ترسی، الان هم داریم کشته می‌شویم اما تدریجی» و… می‌دانید علتش چیست؟ علتش این است که ما وقتی دور هم جمع می‌شویم از عقلانیت و منطق فردیمان شیفت می‌کنیم به یک شبه عقلانیت کلیشه‌ای دیگرپسند.

عده‌ای در بیرون متوجه این ماجرا هستند و رصد می‌کنند و داده‌های شبکه‌های مجازی را هم پردازش و تحلیل کرده‌اند. این ها وقتی دیده‌اند تعدادی از مردم ایران از وضعیت موجود به حق ناراضی‌اند و دور هم جمع شده‌اند، تصویری روتوش شده از رضا پهلوی را جلوی ما می‌گیرند. به حضور فیزیکی‌اش هم نیاز نیست. فقط کافی است تصویر برساختۀ خودشان را از او نشان ‌دهند. آقای پهلوی اگر می‌خواست برگردد ایران، تا کنون برگشته بود و من بعید می‌دانم او حاضر باشد حتی ۱۰۰ کیلومتر از اقامتگاهش برای خاطر مردم ایران دور شود.

ممکن است این خانواده…

از این خانواده چه مانده است؟ اگر کسی می‌گفت قاجارها می‌خواهند برگردند من می‌گفتم حداقل پنجاه شصت نفر آدم حسابی از سالورها، دولتشاهی‌ها و… که همه از نواده‌های قاجار هستند، باقی مانده‌اند و بسیاری هم شایستگی دارند. اما از خانواده پهلوی چه مانده و که مانده؟ اینها خاندان که هیچ، حتی خانوار هم نیست. خانواده هم نیست. یک زوج وجود دارد با دو دختر خانم.

بعید می‌دانم آقای پهلوی حتی به جانشین خودش برای سلطنت فکر کرده باشد چون طبق قانون اساسی مشروطه، وارث سلطنت باید فرزند ارشد ذکور شاه باشد. بالاخره ایشان یا باید مانند پدرش ازدواج دیگری کند یا باید بگوید قانون اساسی مشروطه را تغییر می‌دهم. خلاصۀ کلام پهلوی‌ها ننگ همۀ سلسله‌های شاهی بودند و این یکی آخری ننگ پهلوی‌هاست. کاش لا اقل کمی از شایستگی‌های پدر، پدر بزرگ یا برادر کوچکترش را داشت.

سوالم این بود که ممکن است مردم به دلیل عصبانیت، نام پهلوی را بر زبان بیاورند؟ به عبارت دیگر اقبال به پهلوی زیاد نیست اما عده ای برای این‌که لج حاکمیت را دربیاورند، از پهلوی حرف می‌زنند.

خیلی‌ها هستند که باور دارند «شاه‌زاده» رضا پهلوی می‌آید و کارها را روبراه می‌کند. خیلی‌ها هم که اصلا پسرخاله‌اش شده‌اند و می‌گویند «رضا» می‌آید و همه‌چیز را درست می‌کند.

مبنای این تحلیل این است که آقای پهلوی مشکلی با آمریکا و اسرائیل ندارد، بنابراین تحریم‌ها لغو می‌شود و مسائل و مشکلات اقتصاد ایران حل می‌شود.

این‌ها به نظر من تحلیل نیست. خیلی از کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند دچار بی‌سوادی پنهان هستند. مشکل این است که خیلی‌ها خودشان را تحلیل‌گر سیاسی می‌دانند و دسترسی آسان‌شان به اطلاعات، در تقویت این توهم خیلی موثر بوده. کسی که توان تحلیل سیاسی دارد دنبال پهلوی نمی‌رود، دنبال نازنین بنیادی یا علی کریمی نمی‌افتد. کسی که ذره‌ای سواد سیاسی داشته باشد، یک ذره حکمت سیاسی داشته باشد از خودش می‌پرسد آیا خانه‌اش در یکی از محلات تهران را می‌دهد خانم بنیادی که ۱۹روزگی مهاجرت فرموده‌اند و یک روز در ایران نبوده‌اند، بفروشد؟ نمی‌دهد؛ اما حاضر است اقتصاد یک کشور را بسپارد دست ایشان.

در کشوری با این‌همه مساله که گرداگردش را رقیبان بزرگ هم گرفته‌اند، از دولت آذربایجان که در نفت و خیلی چیزهای دیگر با ما رقابت دارد بگیرید تا امارات که دارد روز به روز قدرتمندتر می‌شود و عن‌قریب است که عربستان را زخمی کند، واقعا علی کریمی و نازنین بنیادی یا حتی رضا پهلوی قرار است همه چیز را در این شرایط پیچیده روبراه کنند؟

نه، به نظر می‌رسد کریمی و بقیه چهره‌های مشهور، شمشیرِ زدن جمهوری اسلامی هستند و چنین نقشی برای‌شان تعرف شده. قرار است بعد از موفقیت، دور هم بنشینند و متخصصان را برای اداره کشور انتخاب کنند…

این حرف‌ها سراب‌فروشی است و قرار است با این حرف‌ها مخاطب را ارضا کنند اما این‌گونه حرف‌ها هیچ پایی در واقعیت ندارد.

ما نمونه‌های داخلی‌اش را هم داشته‌ایم که افرادی با حرف‌های ظاهرا علمی خواسته‌اند مخاطب عامیانۀ خود را ارضا کنند. صرفا با لحن آکادمیک، می‌خواهند مردم را قانع کنند که ما مثل امارات و مالزی یا تایوان نیستیم چون کمتر حمام می‌رویم یا یقه پیراهن‌مان برق نمی‌زند یا کت و شلوارمان درست اتو نشده. خیلی از مردم هم از این حرف‌ها خوش‌شان می‌آید.

در عالم سیاست هم همین است؛ مردمی که پای معرکه‌گیری‌های پوریا زراعتی و مراد ویسی و امثال اینها می‌نشینند، دارند تصویر مار را می‌بینند و طبیعتا هم هورا می‌کشند. اینها تحلیلگر نیستند معرکه‌گیران حرافند و شنوندگانی هم دارند که از این معرکه‌گیری‌ها لذت می‌برند. اما در عالم واقعیت، به نظرم رضا پهلوی اصلا گزینۀ جدی‌ برای آمریکا و اسرائیل نیست.

نباید فریب این فضاسازی‌های رسانه‌ای را در اینترنشنال و بی بی سی خورد و مرعوب شد.  مساله این است که او توسط امریکا و اسرائیل به بازی گرفته شده و چیزی هم قرار نیست در پایان بازی گیرش بیاید. در این بازی رضا پهلوی فقط یک کارت در دست اسرائیل و آمریکاست. آن هم نه کارت آس یا شاه بلکه کارت جوکر. صحت و سقم این ادعا خیلی زود و در آیندۀ کوتاه مدت مشخص خواهد شد.

پس دوره پهلوی آغاز مجددی نخواهد داشت.

به نظر بنده خیر. پهلوی‌ها هیچ شانسی در آیندۀ ایران نخواهند داشت چون هیچ شایستگی یا ویژگی قابل توجهی ندارند. بنابراین شعار “پهلوی برمی‌گردد” بیش از یک شوخی نیست.

انتهای پیام



نیازمندی های اصفهان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *