
در پی جنگ جهانی دوم، اتحاد جماهیر شوروی در فناوری جت از کشورهای غربی عقب مانده بود. در حالی که ایالات متحده و بریتانیا برنامههای جنگنده جت خود را پیش میبردند، مهندسان شوروی با موتورهای غیرقابل اعتماد و طراحیهای بدنه قدیمی دست و پنجه نرم میکردند. میگ-9، اولین جنگنده جت شوروی، به دلیل موتورهای ضعیف و عملکرد ضعیف، ناامیدکننده بود و بر پایه موتورهای آلمانی BMW 003 مهندسی معکوسشده بنا شده بود. نیاز به یک جنگنده جت مدرن و با عملکرد بالا با شدت جنگ سرد و تهدید هواپیماهای پیشرفته غربی مانند بمبافکن آمریکایی B-29 Superfortress، فوری شد.
در سال ۱۹۴۶، مقامات هوانوردی شوروی الزامی برای یک جنگنده جت جدید صادر کردند که قادر به رسیدن به سرعت ۶۲۱ مایل در ساعت (۱۰۰۰ کیلومتر در ساعت)، نرخ صعود عالی، برد ۷۴۵ مایل (۱۲۰۰ کیلومتر) و سهولت تولید و نگهداری باشد. دفتر طراحی میکویان-گورویچ، به رهبری آرتم میکویان و میخائیل گورویچ، با طراحی انقلابی پاسخ داد که فناوری بالهای کج (swept-wing) را شامل میشد، الهامگرفته از تحقیقات آلمانی اسیرشده، به ویژه مفهوم جنگنده جت Focke-Wulf Ta 183 “Huckebein”. بالهای کج به میگ 15 اجازه داد تا به سرعتهای ترانسونیک دست یابد، جهشی قابل توجه نسبت به طراحیهای بال مستقیم دوران.
آشنایی با میگ 15
میکویان-گورویچ میگ-۱۵، جنگنده جت شوروی که برای اولین بار در سال ۱۹۴۷ به پرواز درآمد، یکی از نمادینترین هواپیماها در تاریخ هوانوردی است. این هواپیما توسط دفتر طراحی میکویان-گورویچ (میگ) توسعه یافت و در نبردهای هوایی، آیرودینامیک پیشرفته، تسلیحات قدرتمند و سطح عملکردی را معرفی کرد که نیروهای هوایی غربی را در طول جنگ کره (۱۹۵۰–۱۹۵۳) شوکه کرد. با تولید بیش از ۱۸,۰۰۰ فروند، میگ-۱۵ یکی از پرتولیدترین جنگندههای جت تاریخ است و نه تنها برای اتحاد جماهیر شوروی، بلکه برای بسیاری از کشورهای متحد آن خدمت کرد.
نقطه عطف کلیدی زمانی رخ داد که شوروی موتور سانتریفیوژ-فلو توربوجت Rolls-Royce Nene را، که موتور قابل اعتماد و قدرتمندی بود، از بریتانیا به دست آورد. علیرغم تردید اولیه ژوزف استالین، که ظاهراً پرسید: “چه احمقی رازهایش را به ما میفروشد؟”، دولت کارگر بریتانیا برای بهبود روابط پس از جنگ، در سال ۱۹۴۶ موافقت کرد تا ۲۵ موتور Nene را به اتحاد جماهیر شوروی صادر کند. مهندسان شوروی، تحت هدایت ولادیمیر کلیموف، موتور را مهندسی معکوس و بهبود بخشیدند و Klimov VK-1 را ایجاد کردند که میگ-۱۵ را قدرت میداد. این موتور ۵۹۵۰ پوند نیرو (۲۶.۵ کیلونیوتن) رانش تولید میکرد و هواپیما را قادر میساخت تا به سرعتهای تا ۶۶۹ مایل در ساعت (۱۰۷۶ کیلومتر در ساعت) در سطح دریا برسد و به ارتفاع ۵۰۹۰۰ فوت (۱۵۵۰۰ متر) صعود کند.
میگ-۱۵ پرواز اول خود را در ۳۰ دسامبر ۱۹۴۷ انجام داد و در سال ۱۹۴۹ وارد خدمت نیروی هوایی شوروی شد. نمایش آن در رژه هوایی سال ۱۹۴۹ در مسکو، که استالین حضور داشت، پتانسیل آن را نشان داد و طراحانش جوایز معتبر دریافت کردند. طراحی پیشرفته هواپیما، با ترکیب بالهای کج، دم افقی بالا و ورودی هوا در بینی، آن را از رقبای همعصر متمایز کرد و دوران جدیدی در هوانوردی شوروی را اعلام کرد.
طراحی و مشخصات فنی

میگ-۱۵ یک جنگنده جت تکسرنشین و تکموتوره بود که برای برتری هوایی و رهگیری بمبافکن طراحی شده بود. پروفیل آیرودینامیک باریک و ویژگیهای نوآورانه آن، آن را به رقیبی ترسناک تبدیل کرد. در زیر مشخصات کلیدی آن بر اساس مدل میگ-15 بیس، نسخه بهبودیافته معرفیشده در ۱۹۵۰، آورده شده است:
| مشخصه | مقدار |
|---|---|
| تعداد خدمه | ۱ |
| طول | ۳۳ فوت و ۲ اینچ (۱۰.۱۰۲ متر) |
| دهانه بال | ۳۳ فوت و ۱ اینچ (۱۰.۰۸۵ متر) |
| ارتفاع | ۱۲ فوت و ۲ اینچ (۳.۷ متر) |
| مساحت بال | ۲۲۲ فوت مربع (۲۰.۶ متر مربع) |
| وزن خالی | ۸۱۱۵ پوند (۳۶۸۱ کیلوگرم) |
| وزن ناخالص | ۱۱۱۲۰ پوند (۵۰۴۴ کیلوگرم) |
| حداکثر وزن برخاست | ۱۳۴۶۱ پوند (۶۱۰۶ کیلوگرم) |
| موتور | ۱ × توربوجت Klimov VK-1 با توان ۵۹۵۰ پوند نیرو (۲۶.۵ کیلونیوتن) |
| حداکثر سرعت | ۶۶۹ مایل بر ساعت (۱۰۷۶ کیلومتر بر ساعت، ماخ ۰.۸۷) در سطح دریا؛ ۶۸۸ مایل بر ساعت (۱۱۰۷ کیلومتر بر ساعت، ماخ ۰.۹) در ارتفاع ۳۰۰۰ متر |
| سرعت کروز | ۵۳۰ مایل بر ساعت (۸۵۰ کیلومتر بر ساعت، ماخ ۰.۶۹) |
| برد انتقال | ۱۵۷۰ مایل (۲۵۲۰ کیلومتر) با مخازن خارجی |
| سقف پرواز | ۵۰۹۰۰ فوت (۱۵۵۰۰ متر) |
| نرخ صعود | ۱۰۰۸۰ فوت در دقیقه (۵۱.۲ متر در ثانیه) |
| تسلیحات | ۲ × توپ ۲۳ میلیمتری NR-23 (۸۰ گلوله هرکدام)، ۱ × توپ ۳۷ میلیمتری N-37 (۴۰ گلوله)، بهعلاوه راکت یا بمبهای اختیاری |
| بار بال | ۶۰.۷ پوند بر فوت مربع (۲۹۶.۴ کیلوگرم بر متر مربع) |
| نسبت رانش به وزن | ۰.۵۴ |
بالهای کج میگ-15، با زاویه ۳۵ درجه، مقاومت را کاهش داد و عملکرد مؤثری در سرعتهای بالا فراهم کرد، در حالی که بدنه محکم و طراحی ساده آن، تولید و نگهداری را آسان میکرد. تسلیحات آن، شامل دو توپ ۲۳ میلیمتری و یک توپ ۳۷ میلیمتری، آتش ویرانگری فراهم میکرد، به ویژه علیه بمبافکنهای بزرگ مانند B-29. مانورپذیری، نرخ صعود و عملکرد ارتفاع بالای آن، آن را به جنگندهای همهکاره برای درگیریهای هوایی و زمینی تبدیل کرد.
مدل میگ-۱۵ UTI، نسخه دوسرنشینه آموزشی، نیز توسعه یافت و به طور گسترده برای آموزش خلبانان استفاده شد. به گفته دیدبان صنعت این مدل در کشورهایی مانند چین توسط کارخانه هواپیماسازی شنیانگ ساخته شد و عمر عملیاتی میگ-۱۵ را به عنوان مربی پیشرفته تا قرن ۲۱، حتی با نیروی هوایی ارتش خلق کره، تمدید کرد.
تاریخچه عملیاتی در جنگ کره
تأثیر قابل توجه میگ-۱۵ در طول جنگ کره (۱۹۵۰–۱۹۵۳) رخ داد، جایی که به عنوان رقیبی ترسناک برای نیروهای سازمان ملل متحد، به ویژه نیروی هوایی ایالات متحده، ظاهر شد. در ۳۰ نوامبر ۱۹۵۰، یک میگ-۱۵، احتمالاً توسط خلبان شوروی تحت علائم چینی، به بمبافکن B-29 Superfortress بر فراز کره شمالی حمله کرد، آن را با آتش توپ آسیب رساند و از اسکورتهای F-80 Shooting Star آن فرار کرد. این حادثه، که به عنوان ایجاد “وحشت سازمانیافته” در رهبری USAF توصیف شد، اولین حضور جنگی میگ-۱۵ را نشان داد و برتری آن بر جتهای بال مستقیم مانند F-80 و Grumman F9F Panther را برجسته کرد.
سرعت میگ-۱۵ (تا ۶۶۹ مایل در ساعت)، نرخ صعود و عملکرد ارتفاع بالا (قابلیت عملیات بالای ۵۰,۰۰۰ فوت) به آن اجازه داد تا در درگیریهای اولیه غالب باشد. تسلیحات سنگین توپ آن به ویژه علیه B-29 مؤثر بود و USAF را مجبور کرد تا از مأموریتهای بمباران روزانه به شبانه تغییر دهد. ظاهر میگ-۱۵ ایالات متحده را وادار کرد تا North American F-86 Sabre، نزدیکترین رقیبش، را به کره بفرستد. F-86، با بالهای کج خود و اویونیک پیشرفته، برای مقابله با میگ-۱۵ مناسبتر بود، اما مانورپذیری و قدرت آتش جت شوروی، نبردهای سگدرنده در منطقه “میگ آلی” نزدیک رودخانه یالو را به شدت رقابتی کرد.
خلبانان شوروی، که به طور مخفیانه برای حمایت از نیروهای چینی و کره شمالی مستقر شده بودند، نقش قابل توجهی در این نبردها ایفا کردند. تجربه آنها، همراه با قابلیتهای میگ-۱۵، برتری هوایی ایالات متحده را به چالش کشید. موفقیت هواپیما همچنین آموزش خلبانان چینی و کره شمالی را تحریک کرد و انتقال به جنگ هوایی جتمحور در نیروهای هوایی کمونیستی را نشان داد. تا پایان جنگ، میگ-۱۵ شهرت خود را به عنوان رقیبی ترسناک تثبیت کرد، با تخمینهایی که نشان میدهد تعداد زیادی هواپیمای سازمان ملل را سرنگون کرده، هرچند اعداد دقیق به دلیل سوابق متناقض مورد بحث است.
تأثیر جهانی و تولید
تأثیر میگ-۱۵ فراتر از جنگ کره گسترش یافت. با بیش از ۱۳,۱۳۰ فروند ساختهشده در اتحاد جماهیر شوروی و حداقل ۴,۱۸۰ فروند تحت لایسنس در کشورهایی مانند لهستان (PZL Mielec Lim-2)، چکسلواکی و چین، میگ-۱۵ یکی از پرتولیدترین جنگندههای جت تاریخ شد. آن به بیش از ۴۰ کشور صادر شد، از جمله مصر، سوریه، ویتنام شمالی و کوبا، و در درگیریهای مختلفی مانند بحران سوئز (۱۹۵۶) و مراحل اولیه جنگ ویتنام شرکت کرد. جانشین آن، میگ-۱۷، بر پایه طراحی میگ-۱۵ ساخته شد و علیه هواپیماهای پیشرفتهتر آمریکایی مانند F-4 Phantom II در دهه ۱۹۶۰ مؤثر بود.
سادگی، قابلیت اعتماد و هزینه پایین میگ-۱۵ آن را مورد علاقه کشورهای همسو با شوروی قرار داد. سهولت نگهداری و توانایی عملیات از باندهای ناهموار، نیازهای نیروهای هوایی در حال توسعه را برآورده میکرد. حتی امروز، میگ-۱۵ در خدمت محدود با نیروی هوایی ارتش خلق کره به عنوان مربی پیشرفته باقی مانده است، گواهی بر طراحی ماندگار آن.
معرفی میگ-۱۵ نیروهای هوایی غربی را شوکه کرد و ارزیابی مجدد طراحی جنگنده جت را وادار ساخت. پیکربندی بال کج آن به استانداردی برای جنگندههای آینده تبدیل شد و عملکرد آن پیشرفتهای غربی، به ویژه F-86 Sabre، را تحریک کرد. میگ-۱۵ همچنین دفتر میکویان-گورویچ را به عنوان نامی پیشرو در طراحی جنگنده تثبیت کرد و نام “میگ” مترادف با قدرت هوایی شوروی در طول جنگ سرد شد.
مشکلات کنترل در سرعتهای بالا
علیرغم موفقیت، میگ 15 محدودیتهایی داشت. مدلهای اولیه آن از مشکلات کنترل در سرعتهای بالا رنج میبرد و کابین آن دید محدودی نسبت به F-86 فراهم میکرد. وابستگی به توپهای سنگین، در حالی که علیه بمبافکنها مؤثر بود، برای نبردهای سگدرنده علیه جنگندههای چابک کمتر مناسب بود. علاوه بر این، آموزش خلبانان شوروی در ابتدا از ایالات متحده عقب بود، که به F-86 برتری در دستان ماهر میداد. با گذشت زمان، بهبودها در میگ-۱۵بیس و مدلهای بعدی برخی از این مسائل را حل کرد، اما سرعت پیشرفت جنگندههای جت آن را در برابر طراحیهای جدیدتر منسوخ کرد.
سوالات متداول (FAQ)
چه چیزی میگ 15 را اینقدر موفق کرد؟
موفقیت میگ-15 از طراحی بال کج، موتور قدرتمند Klimov VK-1 و تسلیحات سنگین ناشی میشود که سرعت، نرخ صعود و قدرت آتش برتر نسبت به جتهای اولیه غربی به آن داد. سادگی و سهولت نگهداری آن نیز پذیرش گسترده را تسهیل کرد.
میگ-15 چطور با F-86 Sabre مقایسه میشود؟
میگ-15 نرخ صعود بهتر و عملکرد ارتفاع بالاتری داشت، در حالی که F-86 اویونیک برتر و دید خلبان بهتری ارائه میداد. این دو نزدیک به هم بودند و نتایج اغلب به مهارت خلبان و تاکتیکها بستگی داشت.
چرا اتحاد جماهیر شوروی از موتورهای بریتانیایی استفاده کرد؟
اتحاد جماهیر شوروی در سال 1946 موتورهای Rolls-Royce Nene را به دلیل تأخیر در توسعه موتورهای جت بومی قابل اعتماد به دست آورد. Nene مهندسی معکوس شد تا Klimov VK-1 ایجاد شود که میگ 15 را قدرت داد.
آیا میگ 15 خارج از جنگ کره استفاده شد؟
بله، میگ-15 در درگیریهایی مانند بحران سوئز و مراحل اولیه جنگ ویتنام شرکت کرد و به بیش از 40 کشور صادر شد و دههها در نیروهای هوایی مختلف خدمت کرد.
آیا میگ-15 هنوز در استفاده است؟
میگ-15 در خدمت محدود با نیروی هوایی ارتش خلق کره به عنوان مربی پیشرفته باقی مانده، هرچند اکثر آنها بازنشسته یا در موزهها حفظ شدهاند. طراحی بال کج و عملکرد میگ-15 استانداردی برای جنگندههای جت تنظیم کرد، جانشینانی مانند میگ-17 را تحت تأثیر قرار داد و کشورهای غربی را وادار به تسریع برنامههای جنگنده خود کرد.