سیدعلی محمودی در سایت مشق نو نوشت:
مقدمه
«بهتازگی در میان خبرهای تکراری و اغلب جنجالی، خبری دردناک، طاقتسوز و مهم در فضای بینالمللی و از جمله ایران منتشر شد که متأسفانه چندان در کشور ما مورد توجه قرار نگرفت؛ در حالیکه این خبر درخور تأمل و امعان نظر بسیار است.
خبر ایناستکه مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامهای دربارۀ «الزام روسیه به بازگرداندن هزاران کودک اوکراینی ربودهشده» را به رأی گذاشت که با اقبال اکثریت کشورهای جهان به تصویب رسید. قطعنامه از روسیه میخواهد که به انتقال اجباری و جابهجایی کودکان اوکراینی پایان دهد و شرایط بازگشت فوری و امن آنان را فراهم سازد.
این قطعنامه بهرغم تصویب گستردۀ کشورهای عضو ملل متحد (۹۱ رأی موافق، ۱۲ رأی مخالف و ۵۷ رأی ممتنع)، با مخالفت شماری از کشورها از جمله جمهوری اسلامی ایران مواجه شد. در میان کشورهای عضو ملل متحد، دوازده کشور به این قطعنامه رأی منفی دادند. این کشورها عبارتاند از: روسیه، کرۀ شمالی، کوبا، جمهوری اسلامی ایران، بلاروس، بوروندی، بورکینافاسو، اریتره، سودان، مالی، نیکاراگوئه، و نیجر.
این قطعنامه در حالی تصویب شد که موضوع ربایش و انتقال کودکان اوکراینی از سوی روسیه، یکی از محورهای مهم پروندههای حقوق بشری و اتهامات مطرحشده در نهادهای بینالمللی علیه روسیه محسوب میشود. بر اساس گزارشِ «ماریانا بتسا» معاون وزیر خارجۀ اوکراین در نشست اضطراری مجمع عمومی ملل متحد، «دستکم ۲۰ هزار کودک اوکراینی به روسیه منتقل شدهاند.» این کودکربایی هزاران نفره، مصداق جنایت جنگی و نقض حقوق بینالملل بهشمار میرود. ذیل مادۀ ۴۹ کنوانسیون چهارم ژنو، به ممنوعیت انتقال اجباری دستهجمعی و انفرادی اشاره شده است.
تصمیمگیری دربارۀ قطعنامه در ترازوی اخلاق
در این نوشتار موضع چند کشور با دادن رأی مخالف به این قطعنامه، از منظر «اخلاق وظیفهگرا» و «اخلاق فایدهگرا»[۱] مورد نقد و ارزیابی قرار میگیرد.
۱) اخلاق وظیفهگرا
اخلاق مبتنی بر وظیفهگرایی بر بنیان انجام کردار خوب و پرهیز از کردار بد قرار دارد. بر مبنای این مکتب اخلاقی، انسان به کردار خوب میپردازد، زیرا این کردار فینفسه خوب است و از کردار بد خودداری میکند، زیرا این کردار فینفسه بد است. خاستگاه این مکتب اخلاقی، وجدان اخلاقی انسانها است. التزام به وظیفهگرایی، هم شامل انسانها میشود و هم حکومتها.
بر اساس وظیفهگرایی، امتناع این دوازده کشور از دادن رأی مخالف به این قطعنامه با اخلاق وظیفهگرا در تناقض است، زیرا مخالفت با الزام روسیه به بازگرداندن هزاران کودک اوکراینی ربودهشده به کشورشان، خلاف اخلاق مبتنی بر وظیفهگرایی است. الزام روسیه به بازگرداندن این کودکان اوکراینی ربودهشده توسط این کشور، فینفسه زیرپا نهادن اخلاق بر پایۀ وظیفهگرایی و کاری ضدانسانی است.
۲) اخلاق فایدهگرا
اخلاق مبتنی بر فایدهگرایی بر بنیان بهدستآوردن فایدۀ بیشینه و زیان کمینه استوار است. این مکتب اخلاقی فایده را بر معیار حُسن و قُبح کردارها تعیین نمیکند، بلکه فایده و زیان را اساس تصمیمگیریها و اقدامات خود در انجام و امتناع کردارها قرار میدهد. اگر کشورهایی به قطعنامۀ مورد بحث رأی مثبت بدهند، این کردار را به سود منافع خود میدانند و اگر حکومتهایی به آن رأی منفی بدهند نیز در رأی ندادن به آن، نفع کشور خود را در نظر میگیرند. مشکل کشورهای مخالف قطعنامه آن است که در این کار، ندای وجدان اخلاقی خود را فراموش میکنند و فایدۀ کوتاهمدت و یا درازمدت را مبنای تصمیمگیری خویش قرار میدهند.
نقد و ارزیابی
اکنون به نقد و ارزیابی کردار دو دسته کشورها از منظر اخلاق و پیآمدهای آن میپردازم. کشورهایی که به این قطعنامه رأی مثبت دادهاند، اکثریتی هستند که گام در مسیر درستی نهادهاند. آنان از روسیه خواستهاند که هزاران کودکی را که با تجاوز نظامی به اوکراین ربوده و به کشور خود بردهاند، به این کشور بازگردانند. ممکن است سران کشورهای دارای اکثریت، اندیشیده باشند که این رفتار ضدانسانی با هزاران کودک بیگناه و بیپناه، کاری ضد انسانی و خلاف اخلاق است. میتوان اندیشمندانه دلواپس بود که روسیه با این هزاران کودک بیپناه چه رفتاری خواهد کرد؟
بهعنوان نمونه، آیا شماری از آنان را با هدفهای نفعطلبانه به آزمایشگاههای پزشکی میفرستد؟ آیا شماری دیگر را به آسایشگاههای روانی گسیل میدارد تا پس از شستوشوی مغزی، به دست نهادهای نظامی و پلیسی بسپارد تا آنان را بهعنوان مزدور به کار گیرند؟ آیا ممکن است این کودکان ربوده شده مورد آزارهای جنسی قرار گیرند؟ این دغدغههای انسانی و اخلاقیِ بعضی از کشورها را نمیتوان از نظر دور داشت و جدی نگرفت. وظیفهگرایی حکم میکند که تصمیمها و اقدامات دولتها تبلور وجدان اخلاقی شهروندانی باشد که این دولتها را برسر کار آوردهاند.
اگر کشورهایی بر مبنای فایدهگرایی تصمیم گرفته باشند که به این قطعنامه رأی موافق بدهند، نمیتوان هدف آنها را یکسره مردود شمرد، زیرا این کشورها با آراء مثبت خود، موجبات همدردی و غمگساری با ملت نجیب و زیرستم اشغالگران و کشورشان اوکراین را فراهم آوردهاند. این خردمندی و خوشنامی در تاریخ روابط بینالملل حول محور حقوق کودکان اوکراینی، در تاریخ ملل متحد ثبت خواهد شد و به مثابۀ تجربهای انسانی و اخلاقی به یادگار خواهد ماند.
در این میان، رأی منفی جمهوری اسلامی ایران به قطعنامۀ «الزام روسیه به بازگرداندن هزاران کودک اوکراینی ربوده شده»، بهواقع ناموجّه و تأسفآور است. این موضعگیری خلاف خردمندی و اخلاق (وظیفهگرا و فایدهگرا) در امتناع از دادن رأی مثبت به قطعنامه، و قرارگرفتن در کنار یازده کشور که روسیه به عنوان «برادر بزرگ» در رأس آنها قراردارد، اقدامی نسنجیده، و بهدور از تدبیر و آیندهنگری است.
من به عنوان محصل فلسفۀ سیاسی، فلسفۀ اخلاق و دین، از هر سو که به اخلاق وظیفهگرا و فایدهگرا مینگرم، درمییابم که موضع جمهوری اسلامی ایران در این زمینه به غایت توجیهناپذیر است. افزون بر این، نظام اسلامی ایران چگونه ربودن هزاران کودک اوکراینی و به گروگان گرفتن آنان از سوی روسیه را با این رأی منفی توجیه میکند؟ آیا بهراستی این تصمیمگیریِ خردگریز بر اساس قرآن و سنت نبوی، علوی و حسینی اتخاذ شده است؟
در قرآن میخوانیم که: «إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَى الَّذِینَ یَظْلِمُونَ النَّاسَ وَیَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ أُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ» (شورا، آیۀ ۴۲). «راه [نکوهش] تنها بر کسانى است که به مردم ستم مىکنند و در [روى] زمین به ناحق سربرمىدارند؛ آنان عذابى دردناک [درپیش] خواهند داشت.» آیا تأکید به دشمنی با ستمگران و یاری ستمدیدگان در سنت اسلامی نیامده است؟ این سخن امام علی در نهجالبلاغه است: «کُونا لِلظّالِمِ خَصْما وَ لِلْمَظْلومِ عَوْنا» (نهجالبلاغه، از نامۀ ۴۷)،
«همواره دشمن ستمگر و یار و مددکار ستمدیده باشید.» آیا در «ایران اسلامی» کلام قرآن و سخن امام علی به فراموشی سپرده شده است و یا نادیده گرفته میشود؟ گمان نمیرود که اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان بر مدار وجدان اخلاقی با این عملکرد جمهوری اسلامی همسخن و همراه باشند. اخلاق از آداب حکمرانی است. زیرپانهادن اخلاق سیاسی در زمامداری، هتک حیثیت و نقض رفتار درست حاکمان است.
پینوشت
[۱] دربارۀ «اخلاق وظیفهگرا» و «اخلاق فایدهگرا»، ر.ک. به: سید علی محمودی (۱۳۹۵)، فلسفۀ سیاسی کانت، اندیشۀ سیاسی درگسترۀ فلسفۀ نظری و فلسفۀ اخلاق، چاپ سوم، تهران، نگاه معاصر.
انتهای پیام