پیرو فیلمی که یکی از مخاطبین از شرایط بد یک جانباز برای انصاف نیوز فرستاد با یک جانباز مصاحبه کردهایم. او میگوید قاضیزاده هاشمی بدترین دورهی ریاستی بنیاد شهید را ساخته است و بیمه دی نیز پاسخگوی هزینههای درمانی جانبازان نیست. او از مطالبهی جانبازان و خانوادههای شهدا برای پیگیری غرامت جنگ تحمیلی نیز گفت.
فقط شرایط بعضی جانبازان خوب است
انصاف نیوز: یکی از مخاطبین شرح حال جانبازی از نیروهای مسلح را برای ما فرستاده که از نیروهای مسلح است؛ سکته کرده و حالا ملزومات درمان خود را از بیمههای مربوطه دریافت نمیکند. ظاهرا شرایطش را به این موضوع ربط میدهد که از نیروهای مسلح است.
خب راست میگوید. کسانی که در ارتش بودهاند اگر فقط در بنیاد پرونده داشته باشند زیاد به حسابشان نمیآورند. اما وضعیت سپاهیها کاملا متفاوت است. بسیجیها هم بندگان خدا مظلومند. فقط جانبازان سپاه در این بین شرایطشان خوب است.
انصاف نیوز: چرا فکر میکنید وضعیت آنها بهتر است؟
به هر حال این قانونیست که خودشان برای خودشان گذاشتهاند. درصد جانبازیشان هم با ما که بنیادی هستیم متفاوت است. درصد جانبازی ما را بنیاد بدون اینکه از کسی سوالی کند 25 درصد از همه حذف کرده است.
در مقابل سپاه را ببینید. حتی جانباز صد در صد دارند! من خودم دیدم مشکل عجیب و غریبی نداشت و راه میرفت. متاسفانه این سیستم تبعیضآمیز در کشور ما هست دیگر! چه میشود کرد؟!
بنیاد شهید متاسفانه همان قانونهایی که در آییننامههایش هم هست را اجرا نمیکند. شما فرض کنید آدمی مثل من که 60 سال سن دارد دندانهایش اگر مشکلی پیدا کند دندانپزشکی برای هر جانباز سالیانه کلا یک میلیون و دویست میلیون تومان هزینه میکند.
الآن من باید ایمپلنت کنم 20 میلیون تومان را از کجا بیاورم؟! آقایان که خودشان در بنیاد هستند بهترین بیمهها را دارند. نمایندگان مجلس هم همینطور. رئیس بنیاد هم هیچ کاری نمیکند. این آقایی که جدید آمده، قاضیزاده هاشمی، اصلا با هیچ چیزی کار ندارد.
قرادادهای فشل بیمهای جانبازان
انصاف نیوز: یعنی عملکرد بدتری از روسای قبلی بنیاد شهید دارد؟
خیلی بدتر از روسای قبلیست. من به دلیل عملهای جراحیای که داشتهام رفتوآمد از پلههای خانهام برایم مشکل است. چندین بار از بنیاد آمدند و وعدهی وام مسکن به من دادند ولی هیچ اتفاقی نیفتاد. بنیاد اصلا کاری به کار ما ندارد.
جانبازی که با انصاف نیوز مصاحبه میکرد به فشل بودن قراردادهای بیمهای بنیاد شهید از جمله بیمه دی نیز اشاره کرد که معمولا این قشر را با مشکل مواجه میکند و بسیاری موارد را منظور نکرده است. او میگفت برای دریافت یکسری از خدمات و یا هزینهها گفتهاند که باید برود شکایت کند.
او حرفش را اینطور ادامه داد: جانباز با ضایعهی نخاعی و این وضعی که روزی نیم ساعت از خانه بیرون میآید کجا میتواند حرفش را بزند؟! کجا میتواند حقش را بگیرد؟! ما را فراموش کردهاند! الان به جانبازان و شهیدان سوریه بیشتر توجه دارند. ما را آدم به حساب نمیآورند.
این جانباز میگفت از اینکه نام واقعیاش در مصاحبه بیاید ابا دارد و این امر را اینطور توضیح میداد که حتما فردای انتشار حرفهایی که حتی به حق هم گفته برای او پرونده درست خواهند کرد و همین خدمات فشل درمان را نیز از او دریغ خواهند کرد.
شوک در آسایشگاه اعصاب و روان، مجازات جانباز معترض
در این مورد این جانباز مثال عجیبی از یکی از دوستانش میزد؛ جانباز 45 درصدی که شیمیاییست و حتی کپسول همراه خود حمل میکند. او میگفت این دوست که برای حق و حقوقش و مسائلی از قبیل نیازش به کپسول اکسیژن حضورا به بنیاد شهید رفته و اعتراض خود را اعلام کرده با برخورد پذیرش مواجه شده و به او گفتهاند که بیخود کردهای که اینجا آمدهای!
آقای رحیمی ادامه داد: الان با جانبازها چنین میکنند و اگر صدایشان دربیاید برخورد میکنند. قانون باید درست شود با حرف و اشاره که نمیشود!
این جانباز از شرایط بیمهای که متعلق به بنیاد شهید است هم گلایه داشت. او مدعی است که اگر درمان را در بیمارستانهای خصوصی انجام دهند بنیاد فقط در حد تعرفه وزارت بهداشت هزینه را تقبل میکند. این در حالیست که ممکن است یک جانباز به دلیل شرایط سلامتیاش با یک ضرورت در انجام آن درمان باشد و در بیمارستانهای دولتی مجبور به انتظار در صفهای طولانی هستند.
جانبازی که چند ماه آوارهی خیابان بود
او جانبازی را مثال زد که به اشتباه فقط پنج درصد جانبازی برای او معین کرده بودند. همسرش او را به خانه راه نمیداد چون تعادل نداشت و دائم به زمین میخورد و از طرفی پولی هم در بساط نداشت. او که خود همراه با این جانباز به کمیسیون پزشکی رفته است در آنجا به اتکای کارت کادر درمانیاش کمک به این جانباز ممکن شده است درحالیکه چهار ماه در کنار خیابان به سر میبرده و شرایط زندگی بدی داشته است.
او میگفت مثالهایی از شرایط زندگی سخت جانبازان دارد که برای عموم مردم غیرقابل باور است و حرفش را اینطور ادامه داد: این را حتما بنویسید. تا 15، 20 سال پیش منِ شیمیایی اگر میرفتم همین سفارت آلمانی که در ایران است و درخواست پناهندگی میدادم درخواستم را قبول میکردند. شما میدانی چند جانباز همین طوری رفتند؟! البته الآن دیگر پناهندگی نمیدهند.
انصاف نیوز: خودشان بمب شیمیایی به صدام میدادند درمان هم دست خوشان بود. پناهندگی هم میدادند.
سال گذشته خانواده شهدا، مادران شهدا، جانبازان شیمیایی و… مقابل بنیاد شهید برگزار کرده بودند و مطالبهشان علاوه بر مشکلات درمان این بوده که چرا دنبال گرفتن غرامت از عراق نیستید؟! غرامت حق قانونی ما جانبازان و ملت ایران است.
کسی که پیگیر این مطالبه بوده و خود نیز جانباز 70 درصد است را سه، چهار ماه در نتیجهی همین پیگیریها بازداشت کردهاند. نیروی انتظامی با تجمعکنندگان در آن زمان برخورد کرد و از گاز اشکآور مقابل این جمعیت استفاده کرده بود. این گازهای اشکآور جانبازان شیمیایی را به شدت آزرده کرد.
جانبازان دو مرتبهی دیگر هم تجمع کردهاند اما نیروی انتظامی آنها را متفرق کرده است. بار دیگری که تجمع کردهاند و خواستار برکناری قاضیزاده هاشمی شدهاند منجر به بازداشت چند جانباز دیگر شد.
هزینههای درمان جانبازان این سالها به مشکلی بزرگی تبدیل برای آنان تبدیل شده و کسی هم میان مسئولان به این امر توجه ندارد.
او مدعی تحت پوشش بنیاد شهید قرار دادن جانبازان غیر ایرانی از جمله فلسطینی، افغانستانی، عراقی و… شد و گفت: عراقیهایی که پدر ما را درآوردند؛ بچههای ما را شهید کردند و… شما باید آنها را تحت پوشش قرار دهید؟!
فیلم ارسالی یک جانباز
فیلم ارسالی الف. دشتی، یکی از مخاطبان انصاف نیوز، را میتوانید در ادامه ببینید:
این جانباز 85 ماه در جبهه حضور داشته و حالا تحت پوشش بنیاد شهید و نیروهای مسلح است. او در تماسی تلفنی همچنین به خبرنگار انصاف نیوز توضیح داد که الآن نیازمند تخت یا ویلچریست که حتی شده به امانت به او بسپرند و نیز مبلغی به عنوان حق پرستاری. نیروهای مسلح به او میگوید که این امکانات را بنیاد شهید باید در اختیار او قرار دهد و بنیاد شهید هم میگوید باید جانباز شیمیایی یا اعصاب و روان باشد تا مشمول چنین خدماتی شود.
این جانباز البته آسیبدیدهی شیمیایی نیز هست اما مدارکش در بیمارستانی در سلیمانیهی عراق است و دسترسی به این مدارک برای او مشکل است. او بر تبعیضاتی که در این موارد به سبب آشناییهای افراد صورت میگیرد نیز تاکید داشت.
مشکلات وام مسکن جانبازان
جانباز دیگری متنی خطاب به مسئولان بنیاد شهید برای انصاف نیوز فرستاده و از مشکلاتی که برای تامین مسکنش دارد و وام مسکن این قشر گفته که در ادامه میخوانید:
ریاست محترم، بنده در عملیات های محرم، والفجر مقدماتی، والفجر یک و در خطوط پدافندی مهران و میمک حدود 22 ماه کنار مدافعان کشور بودم که در عملیات والفجر یک از چند ناحیه بشدت مجروج شدم؛ و باز در منطقهی میمک بار دیگر مجروج و دو بار بر اثر موجگرفتگی شدید دچار مشکل جدی شدم. یک بار هم بر اثر حملات شیمیایی دشمن بشدت آسیب دیدم.
از زمانی که از منطقه آمدم، صدها بار به پزشکان و روانپزشکان مراجعه کرده ام. در طول این مدت تحت درمان بوده و هستم؛ تا اینکه حدود ده – یازده سال پیش رفتم دنبال مجروحیت. البته از روی ناچاری از همان اول از نظر اعصاب و روان دچار مشکل شدم؛ ولی دیری نپایید که مشکل بسیار جدی شد و دچار دردهای روانتنی و ناخوابی های طولانیمدت شدم.
متاسفانه به دلیل عدم آگاهی از عواقب صدمات ناشی از جنگ، تصور نمی کردم که خانواده ام بینصیب بمانند. کار به جایی رسید که ناچار شدم بروم دنبال پرونده مجروحیت. ولی متاسفانه فقط یک مورد از صورت سانحهی اولیه را در بیمارستان شهر قم پیدا کردم. موردهای بعدی که در بیمارستان های ایلام و کرمانشاه بستری بودم، اثری از صورت سانحه اولیه نبود.
براساس همان مواردی که پیدا کرده بودم سازمان ایثارگران و بنیاد شهید اندک درصدی را برایم لحاظ کردند که درصد تعیین شده با صدمات واردهی ناشی از جنگ همخوانی ندارد. بنده حاضرم طول درمان سی و اندی ساله را بیاورم با پنج نفر از دوستانی که بالای 25درصد هستند مطابقت کنند؛ اگر هر پنج نفر بالای 25درصد به اندازه یکسوم بنده بخاطر صدمات وارده ناشی از جنگ به پزشکان و روانپزشکان مراجعه کرده باشند، نوشته های بنده کذب محض است.
کار به جایی رسیده که حتی با دارو در 24 ساعت شاید احتمال دارد یک الی دو ساعت خواب بیکیفیت داشته باشم. در طول این مدت شبی بدون درد برای بنده صبح نشده و روزی هم شب. حدود سه سال است که امروز شده پنج میلیون تومان از طریق بنیاد به بنده می دهند؛ آن هم مابهالتفاوت داروهایم می شود که بنده و همسرم باید بپردازیم.
بنده از مال دنیا یک آپارتمان 60متری دارم؛ چون خانه که بود با پدر همسرم شریک بودیم، با شخصی ساختیم. پدر خانمم ناچار شد سهم خود را موقت به همسرم بدهد تا مایحتاج زندگی را با اجاره دادن تأمین کنیم. بطور کلی توان کاری غیر بیکاری ندارم. دختری هم دارم که دانشگاه تهران دکترای پزشکی تحصیل می کند. حتی پول کتابش را نمی توانیم بدهیم. ناچارم همان آپارتمان 60متری را هم بفروشم. رفتم بنیاد برای وام مسکن. گفتند باید مسکن بخرید. بنده پول آب و برق را ندارم بدهم؛ چگونه مسکن بخرم. بنیاد وام مسکن را می داد، بنده نه نه همان آپارتمان 60متری را می فروختم، نه اینکه جلوی دیگران دستم را دراز می کردم.
به این سادگی نیست خجالت کشیدن زن و بچه؛ به این سادگی نیست. زمانی که نیمه های شب از درد به خود می پیچم، فرزند دخترم را می بینم که در اتاق کوچکش پنهانی به حال بنده گریه می کند. اینگونه موارد را که می بینم، دنیا روی سرم خراب می شود. بنده طلبکار نیستم. اصلأ با این حال و روز ی که دارم، تمام دنیا را شخصاً به نام بنده بزنند معنا ندارد. هیچ دارویی دردهای روانتنی را تسکین نمی دهد. گاهی فکر خودکشی بشدت آزارم می دهد. بسختی از این فکر نجات پیدا می کنم. گاهی اوقات تا طلوع خورشید کنار درب منزل می نشینم.
نمی دانم برای بنیاد چه تفاوتی دارد که روی همین سند وام مسکن را بدهد که زن و بچهی بنده دربدر نشوند. وگرنه برای بنده چه خانهی هزار متری و چه خیابان و چه بیابان، هیچ تفاوتی ندارد.
ریاست محترم، درصد برای بنده یک عدد است؛ ولی صدمات ناشی از جنگ یک واقعیت. از جنابعالی خواهشمندم که از همکاران بخواهید که بنده مدارک طول درمان بیش از هزار بار را بیاورم تهران که هیچ، حتی برای صدمات وارده به پزشکانی در شهرهای شیراز، قم، اهواز، همدان، یزد، اراک و دهها شهر دیگر مراجعه کردم ولی متاسفانه هیچ نتیجه ای نداشت.
امروز با تجویز پزشکان روزانه بیش از بیست قرص مصرف می کنم؛ داروهایی که یکی از آنها را به شخص عادی بدهی، بنده قول می دهم که حتی اگر صدمتری منزلش باشد، منزل خودش را پیدا نکند.
ریاست محترم، درد دل های بنده پایان ندارد. موارد نوشته شده موردهاییست که می شود نوشت. مشکل بنده چندین برابر بیشتر از مواردیست که نوشتم. ریاست محترم، بنده هیچ چیزی نمی خواهم؛ فقط خواهشمندم از همکاران بخواهید که وام مسکن را بدهند تا خانواده ام دربدر خیابان نشوند.
با آروزی موفقیت و سلامتی از درگاه خداوند برای همهی کسانی که برای این قشر دردمند زحمت می کشند.
محمدعلی شاکری، جانباز زیر 25درصد
والسلام
انتهای پیام